محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )

150

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )

فلسطين را فراگرفته بود . از اين روى رامسس دوم از اين جنگ بازگشت در حالى كه سرشار خشم و كينه بود از كسانى كه احساس مىكرد از پشت به دو خنجر زده بودند ، آن هم گرسنگان آواره‌اى كه مصر پناهشان داده و پذيرائيشان كرده بود ، و از اين روى بود كه فرعون بدون رحم و دل‌سوزى آنان را به چنگ خشم و انتقام سپرد و به كشتن پسران و زنده گذاشتن دخترانشان - شايد براى كنيزى و . . . - فرمان داد . « 1 » و در همين روزگاران سخت و سياه اسرائيليان بود كه براى آنان درى تازه از اميدوارى باز شد و آن زاده شدن موسى پسر عمران پسر قاهت پسر لاوى پسر يعقوب ( ع ) بود . دربارهء اين اوضاع و احوال مصر [ و راه‌كارى كه فرعون پيش گرفت ] ، يكى از دانشمندان بزرگ مسلمان سخنى خواندنى دارد ؛ از ديدگاه ايشان ، فرعون مرد بزرگى بوده است و با اسرائيليان نيز رفتارى بزرگوارانه و كريمانه داشته است . ايشان خود در اين‌باره پرسشى را پيش مىآورد كه به راستى اگر فرمانروايى - چه دادگر و چه ستمگر - بيگانه‌اى را در سرزمين خويش ببيند كه به خوبى پذيرفته و پذيرايى شده‌اند و با اين كه مردم آن سرزمين از آنها دل خوشى نداشته‌اند ، ساليانى دراز در آن‌جا به آسايش و آسودگى زيسته‌اند و از نعمت‌ها و فراورده‌هاى آن جا بيشترين بهره‌ها را برده‌اند . . . و با اين همه ، نمك نشناسانه ، نيرنگ زده‌اند و از در خيانت درآمده‌اند و به توطئه و دسيسه پرداخته‌اند و آتش آشوب را دامن زده و با دشمنانى كه مىخواسته‌اند سرزمين ميزبان آنان را به ويرانى كشانند و مردمانش را به بردگى گيرند ، همدست و همكار شده‌اند . . . ، به راستى يك فرمانروا با چنين غريبه‌هايى بايد چه كار كند [ و با اين نمك نشناسان جاسوس و فريبكار و توطئه‌گر ، چه برخوردى بايد پيش گيرد ] ؟ سپس ايشان خود مىپرسد كه آيا راه كار همان نبود كه فرعون برگزيد ؟ كشتن پسران و زنده گذاشتن دختران و به بيگارى گرفتن مردان ، براى ساختن راه‌ها و شهرها ؟ و سپس در پاسخ مىافزايد كه مگر اين آزارها و كيفرهايى كه اسرائيليان از فرعون ديدند ، در سنجش با آزار و كيفرهايى كه از كسانى چون « نبوكد نصر » ( 605 - 562 ق . م ) ، « آدولف هيتلر » ( 1889 - 1945 م ) و خون خواران روم ديدند ، چيزى به شمار مىآيد ؟ آزارهاى فرعون كجا و

--> ( 1 ) . اگر چنين مىبود كه نويسنده مىگويد ، طبيعىتر اين بود كه فرعون فرمان به كشتن مردان آنان دهد و نه كشتن پسرانى كه تازه زاده مىشوند ، اين شيوهء ويژهء كيفر ، بيشتر نشانگر اين است كه فرعون از زاده شدن پسرى بيم داشته است ، همان چيزى كه پيش‌گويان گفته بودند ( مترجم ) .